تبليغاتX
نهایت آرزوم
برای کسی که تو دلم درخشید

سلام....
وای ....دلم میخواد امشب حرف بزنم...
کسی نیست اینجا...پس می نویسم.
دیر نبود یک سال پیش که به غصه خوردن همه می خندیدم و مسخره شون میکردم.
اون موقع اصلا نمی دونستم غصه رو چه طوری می نویسن......
اما حالا شده رفیق فابریکم....
اون موقع ها یکی بود که انگار نبود.......اما حالا که نیست قشنگ جای خالیشو میشه احساس کرد...
آخی یک سال شد.......
کاشکی اون روز لعنتی نیاد هیچ وقت......
دلم نمی خواد سالگردشو یادم بندازن.......
ولی داره میاد.......یک سال شد؟؟

وای...دلم براش تنگه....خشته شدم از بس به روی خودم نیاوردم......
وای که اگه بود جهنمم بهشت میشد.....
وای که اگه بود الان براش میمردم......
وای که اگه بود همین الان یکی از چشمام رو بهش می دادم که لااقل بتونه منو ببینه......
و هزار تا وای دیگه که نمی دونم باید به کی بگم......
از آدمایی که ادعای غصه می کنن بیزارم.....
ولی چرا هیچ کس نمی فهمه من الان کلی غصه دارم؟ هان؟
بابا داره یک سال میشه.....
داره یک سال میشه که تنهام گذاشتی.....
بابا دارم جون میدم.......چرا درکم نمی کنی......
قبلا هر هفته افتخار می دادی و قدم به رویام می ذاشتی ولی الان دیگه همونم نمیای ...
بابا هر روز که اینا میشینن در مورد سالگرد تو حرف می زنن انگار یگی داره خنجر می کنه تو قلبم .........
بابا .....بابا .....بابا.....بابا......
دیگه نمی تونم بنویسم..........

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 2:3  توسط باران | 

جوجوی نازم سلام:
فکر کنم جوجو کمی حالش بهتر شده.......
اینو از صداش و حرفاش میشه فهمید.....
خوشحالم که حالت خوبه نازنینم....
مگه من از خدا چی می خوام جز:
 یک لبخند رو لبات و گرمی نفست....
بهت گفته بودم که هیچ کسی به اندازه ی من برات نمیمیره
محض اطلاع دوباره می گم که یادت نره که نفسهات به جون یک نفری توی اون ور دنیا وصله....
بدو دیگه.........
زودتر بیا بخون واست چی نوشتم....
البته می دونم که خودت می دونی که من خسته ترین عاشق و مجنون ترین دیوونتم و چه بخوای و چه نخوای واست می میرم.......

حبس کشیدتم تا ابد..؟؟!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 14:43  توسط باران | 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 22:15  توسط باران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
باران متولد 12 اردیبشهت سال.....عاشق گل سرخ , رنگ سرخ و هر چیز سرخ.شیفته ی راه رفتن زیر باران البته بدون چتر.شبها بی خواب است و روزها بی تاب.هوایش پر از تنفس حافظ و عطر مولاناست و محکوم است به زنده ماندن نه زندگی.
دلباخته ی غروب دریا و طلوع رویاست, ذهن آشفته اش پر از بریده های یاد شاملو و سهراب و نیماست.از سنتها تفعل و شب یلدا را بیشتر می پسندد.تنهاست مثل کوه هایی که به قول قدیمی ها به هم نمی رسند.کجایند آن قدیمی های مهربان که ببینند آدم ها هم مثل کوه ها این چنین اند.فقط یک آرزو دارد توی این دنیای بزرگ اما کوچک , آن هم هنوز مثل تمشکهایی که پشت چشم برگهای تیغ دار بوته پنهان شده و دور از نور مانده اند , کال اند.
سبدی دارد پر از خالی و پنجره ای که رو به خانه ی هیچکس باز نمی شود.
سرنوشتی دارد پر از خطوط سرگردان و مبهم .هر وقت به آرزویتان رسیدید دعایش کنید.این حرف همیشه ,اول و آخر اوست .با وجود تمام این حکایت ها و شکایت ها تنها یک حرف برای گفتن دارد , هم به او و هم به همه ی آنانی که حرفهایش را می خوانند (باز هم یا تو یا هیچکس)

پیوندهای روزانه


آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
بهمن 1387
شهریور 1387
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
دنیای آسمونی
اولین و بزرگترین دیوونه خونه ی اینترنتی
فرشاد مغرورترین پسر دنیا
خیال پرواز
ّF A Q ((0 o 0)) S y S T o M
من دیوونتم به خدا
هر چیزی که فکرشو بکنی
سکوت باران
یاد عشق
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
هستم به بودنت
سلطان عشق
سکوت شیشه ای
عشق و صداقت
matinmusic
غم های یک کوچولو
بنام عشق
alone
درد و دل یک دختر کوچولو
سیاوش و دوستان
كاشكي مي دونستي چقدر دوستت دارم
زندگيم پگاه
بهاره
دست نوشته های عسل
unique boy
رفت و بر نگشت
پسر ...جهنمی...رشت
دانلود موزيك
تو احساس منو می خوای منم ای وای تو رو میخوام
حرفهای نگفته ی دلم
بالایی
کوی اسلام
رزیتای گلم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان