![]() |
![]() |
|
| برای کسی که تو دلم درخشید |
|
سلام م م م
من بازم اومدم. ولی اینبار کلی دختر خوبی شدم و دیگه آثاری از هاپو بودن توی من وجود نداره.. اومدم به جوجو کلی تبریک بگم........جوجو عمو شد...عموی یک پسر خوشگل و ناناز..... جوجوی ناز و دوست داشتنی خودم....... وای جوجوووو اگه بدونی......دلم برات یک ذره شده......پس کی میای......من که مردم اینجا..... بدو زود بیا که ویتامین خونم اومده پایین شدیددددددددد دوستت دارم هوار تا........ بیشتر از همیشه واست می میرم.... امشب دیگه برای تو می نویسم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 23:3 توسط باران |
|
|
سلام بازم اومدم پیش عزیزانم من به خودم امیدوارم .... مطمئن زود شفا پیدا میکنم همتون رو دوست دارم...... اینم یک بوس واسه همتون فعلا تا زمان شفای عاجل |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 19:40 توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
باران متولد 12 اردیبشهت سال.....عاشق گل سرخ , رنگ سرخ و هر چیز سرخ.شیفته ی راه رفتن زیر باران البته بدون چتر.شبها بی خواب است و روزها بی تاب.هوایش پر از تنفس حافظ و عطر مولاناست و محکوم است به زنده ماندن نه زندگی.
دلباخته ی غروب دریا و طلوع رویاست, ذهن آشفته اش پر از بریده های یاد شاملو و سهراب و نیماست.از سنتها تفعل و شب یلدا را بیشتر می پسندد.تنهاست مثل کوه هایی که به قول قدیمی ها به هم نمی رسند.کجایند آن قدیمی های مهربان که ببینند آدم ها هم مثل کوه ها این چنین اند.فقط یک آرزو دارد توی این دنیای بزرگ اما کوچک , آن هم هنوز مثل تمشکهایی که پشت چشم برگهای تیغ دار بوته پنهان شده و دور از نور مانده اند , کال اند. سبدی دارد پر از خالی و پنجره ای که رو به خانه ی هیچکس باز نمی شود. سرنوشتی دارد پر از خطوط سرگردان و مبهم .هر وقت به آرزویتان رسیدید دعایش کنید.این حرف همیشه ,اول و آخر اوست .با وجود تمام این حکایت ها و شکایت ها تنها یک حرف برای گفتن دارد , هم به او و هم به همه ی آنانی که حرفهایش را می خوانند (باز هم یا تو یا هیچکس) |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|