تبليغاتX
نهایت آرزوم
برای کسی که تو دلم درخشید

از کجا شروع کنم ؟

برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد

داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است

حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد

از کجا شروع کنم ؟

با اولین سلامش

معنای جدیدی به جهان پوچ من داد

که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود

او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد

او قلب مرا پر کرد

او قلب مرا با چیزهای خاص پر کرد

با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد

و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد

برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند

با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند ؟

و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است

چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟

آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟

من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که

می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند

و او آنجاست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 18:8  توسط باران | 

دوستت داشتم ...
می دونی چرا؟ چون حس می کردم با تو عشق تو وجود من زنده شد..
چون با وجود تو احساس می کردم دوباره متولد شده ام ...
یک احساسی که تو اصلا شاید هیچ وقت نفهمی یعنی چه؟؟
هر چی عشق و احساس داشتم به پات ریختم ...
تو هم تظاهر می کردی که یک وقت کم نیاری....
به خاطر همین هر روز بیشتر از دیروز دلم برات تنگ می شد...
اونقدر لایق دونستمت که دو دستی قلبم رو به تو تقدیم کردم ...
تو هم به اصطلاح نامردی نکردی ....
دو دستی اونو چسبیدی و گفتی : خوب ازش نگهداری می کنم..مطمئن باش جای خوبی سپردیش.
همیشه می گفتی:من با همه ی آدم بدا فرق دارم...من مثل اونا نیستم ...
می دونی اعتماد کردن یعنی چی؟ اعتماد خیلی سخته...خیلی ...اونم توی این زمونه ی نامرد...
اما من به حرفات ... به نگاهت....و به چشمات اعتماد کردم...
درست زمانی که بهت عادت کردم بی احساسی رو توی وجودت دیدم..
دیدم که کم کم داری روی تموم احساسات من پا می ذاری ...
دیگه باورت ندارم !!!!
نمی خواستم اینو بگم.....
اما تو رفیق نیمه راهی ........................
بارها بهم ثابت شد....
هر دفعه خودم رو دلداری می دادم که همه چیز درست می شه اما نه ! تو هیچ وقت نخواستی من رو بفهمی..چون هر وقت بهت احتیاج داشتم...هر وقت احساس تنهایی می کردم و به دلگرمی ات نیاز داشتم پشتم رو خالی می کردی و منو تنها می ذاشتی....
اینه رسم رفاقتت !!!؟؟؟....
کاش می فهمیدی با قلبی که امانت گرفتی بد تا کردی.....
حالا می دونم ...تو با همه  ی آدم بدای دیگه فرق داری.......
آره فرق داری.....
همه ی آدم بدا قلب دیگران رو یک بار میشکنن اما تو روزی چند بار قلب من رو می شکنی.....
روزی چند بار منو می کشی....و دوباره زنده می کنی
بارها روی قلب شکسته ام پا گذاشتی و له کردی و بی تفاوت گذشتی ..
می دونی چیه؟ نه نمی دونی !...!..
یعنی هیچ وقت نخواستی بدونی...هیچ وقت حاضر نشدی حتی یک بار به خاطر کسی که همیشه یه خاطر تو غرورش رو له می کرد از غرور لعنتیت دست بکشی..

دیگه می خوام..........
شاید این جوری یک ذره بتونی احساس منو درک بکنی...
نمی دونم...شایدم مثل بقیه ی چیزا از این هم خیلی ساده بگذری...
اما این رو بدون ...
نمی تونم.........


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 22:26  توسط باران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
باران متولد 12 اردیبشهت سال.....عاشق گل سرخ , رنگ سرخ و هر چیز سرخ.شیفته ی راه رفتن زیر باران البته بدون چتر.شبها بی خواب است و روزها بی تاب.هوایش پر از تنفس حافظ و عطر مولاناست و محکوم است به زنده ماندن نه زندگی.
دلباخته ی غروب دریا و طلوع رویاست, ذهن آشفته اش پر از بریده های یاد شاملو و سهراب و نیماست.از سنتها تفعل و شب یلدا را بیشتر می پسندد.تنهاست مثل کوه هایی که به قول قدیمی ها به هم نمی رسند.کجایند آن قدیمی های مهربان که ببینند آدم ها هم مثل کوه ها این چنین اند.فقط یک آرزو دارد توی این دنیای بزرگ اما کوچک , آن هم هنوز مثل تمشکهایی که پشت چشم برگهای تیغ دار بوته پنهان شده و دور از نور مانده اند , کال اند.
سبدی دارد پر از خالی و پنجره ای که رو به خانه ی هیچکس باز نمی شود.
سرنوشتی دارد پر از خطوط سرگردان و مبهم .هر وقت به آرزویتان رسیدید دعایش کنید.این حرف همیشه ,اول و آخر اوست .با وجود تمام این حکایت ها و شکایت ها تنها یک حرف برای گفتن دارد , هم به او و هم به همه ی آنانی که حرفهایش را می خوانند (باز هم یا تو یا هیچکس)

پیوندهای روزانه


آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
بهمن 1387
شهریور 1387
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
دنیای آسمونی
اولین و بزرگترین دیوونه خونه ی اینترنتی
فرشاد مغرورترین پسر دنیا
خیال پرواز
ّF A Q ((0 o 0)) S y S T o M
من دیوونتم به خدا
هر چیزی که فکرشو بکنی
سکوت باران
یاد عشق
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
هستم به بودنت
سلطان عشق
سکوت شیشه ای
عشق و صداقت
matinmusic
غم های یک کوچولو
بنام عشق
alone
درد و دل یک دختر کوچولو
سیاوش و دوستان
كاشكي مي دونستي چقدر دوستت دارم
زندگيم پگاه
بهاره
دست نوشته های عسل
unique boy
رفت و بر نگشت
پسر ...جهنمی...رشت
دانلود موزيك
تو احساس منو می خوای منم ای وای تو رو میخوام
حرفهای نگفته ی دلم
بالایی
کوی اسلام
رزیتای گلم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان